F
fall
سقوط، اشاره به نزول ارزش يک ارز در برابر ارزي ديگر
federal reserve
بانک مرکزي ايالات متحده آمريکا
fixed exchange rate
نرخ رسمي و ثابتي که توسط بانک مرکزي يک کشوربراي تعيين ارزش پول ملي در مقابل ارزهاي ديگر تعيين مي گردد.هرچندکه اين نرخ ثابت معمولا در يک بازه کوچک و کنترل شده نوسان مختصري خواهد داشت
flat
اصطلاحا به زماني اطلاق مي شودکه نوسان هاي بازار جهت خاصي نداشته و فراز و فرود واضحي در بازار مشاهده نمي شود (ونيز به وضعيت معامله گري گفته مي شود که وضعيت معاملاتي نداشته باشد)
floating exchange rate
سيستم نرخ ارز شناور، سيستمي است که طي آن ارزش خارجي پول ملي در بازار و تحت نيروهاي عرضه و تقاضا تععين مي شود
fluctuation
منظور نوسان وتغييرات نرخ است
FOMC
کميته مرکزي بازار باز آمريکا که به تصميم گيري در باره ميزان نرخ بهره (بعبارت بهتر سپرده احتياطي بانکها) مي پردازد (براي اطلاعات بيشتر درخصوص بازار باز و عمليات آن رجوع کنيد به:پول و بانکداري ونهادهاي مالي تاليف دکتر احمد مجتهد)
foreign exchange - forex, fx
بازاري که از تبادل ارزهاي خارجي در مقابل هم پديد مي آيد
forecast
پيش بيني که به تغييرات نرخ هامي پردازد
forward
قرارداد سلف يا forward در بازار فارکس معامله اي است خارج از بورس که بر اساس آن يک ارز در مقابل ارزي ديگر با مقداري مشخص و با قيمتي معين در تاريخي معلوم در آينده مبادله مي شود برخلاف معاملات آتي ها قراردادهاي سلف به سبب ماهيت "خارج از بورس بودن" از انعطاف زيادي برخوردار هستند
front and back office
دفاتر مديريت و پشتيباني در نهادهاي مالي
fund
سرمايه، ذخيره
fundamental analysis
تحليل بنيادي که به بررسي تاثير عوامل سياسي، اقتصادي واجتماعي موثر بر بازار مي پردازد
futures market
بازار معامله قرارداد آتي ه، يک قراداد آتي مانند قرارداد سلف است با اين تفاوت که فقط در بورس ها معامله مي شود و شريط استاندارد بر آن حاکم است(براي آگاهي بيشتر رجوع کنيد به :مشتقات و مديريت ريسک در بازارهاي نفت تاليف دکتر مسعود درخشان)
G
gap
فاصله، منظور فاصله اي در چارت است که بدليل تفاوت در بالاترين قيمت و پايينترين قيمت دو کندل متوالي ايجاد مي شود
GDP
توليد ناخالص داخلي
GFD
نوعي محدوديت براي اجراي دستورهاي از پيش تعيين شده به بروکر است به معناي معتبر تا پايان روز کاري که دستور داده شده است
green back
اصطلاحي براي دلار آمريکا
GTC
مانند GFDاما به معناي معتبر تا اطلاع ثانوي
H
hedging
انجام معامله به منظور محافظت از خطر زيان در معامله اي ديگر
high
بالاترين قيمت در يک بازه زماني تعيين شده
I
illiquidity
رکود، کمبود نقدينگي
index
شاخص
indicator
نشانگر، انديکاتور
inflation
تورم
institutional account
حساب موسساتي
initial margin
سپرده احتياطي موردنياز براي ورود به يک وضعيت معاملاتي است که براي ضمانت اجرايي مي بايست موجود باشد
interbank market
بازاري که از تبادل ارزها مابين بانک ها ايجاد مي شود
interbank rate
نرخ مبادله ارزدر بازار بين بانکي
interest rate
نرخ بهره
introducer broker - IB
شخصيت حقيقي يا حقوقي که واسطه بين کارگزارو مشتري مي شود
ISM
شاخص مديريت عرضه محصولات کارخانه اي
J
jobber
دلال يا کارگزار بورس
jobless claim
به معني مدعي بيمه بيکاري است که بصورت شاخص بيان مي شود و به افرادي اشاره مي شود که بيکار هستند و دولت بايد به آنها بيمه بيکاري پرداخت نمايد
L
lagging indicators
نشانگر(انديکاتور)هاي پيرو، فاقد قدرت پيش بيني که از تغييرات گذشته تبعيت مي کنند
leading indicators
نشانگر(انديکاتور)هاي پيشرو، در ذاتشان پيش بيني هست
leverage
اعتباري که از سوي بروکر داده مي شود و اين امکان را به معامله گر مي دهد تا با سرمايه کمتر از حد يک قرارداد(lot)هم بتواندمعامله نمايد
limit orders
دستور خريدي پايينتر از قيمت فعلي بازار ويا فروش در بالاي قيمت جاري
liquidity
نقدينگي
long position
به حالتي گفته مي شود که با خريد جريان معامله آغاز مي شود
lot
قرارداد، براي معامله در بورس بايد مقدار حداقل و استانداردي از تعداد واحدهاي مورد معامله مورد مبادله قرار گيرد که به اين مقدار استاندارد يک لات گفته مي شودمثلا يک لات دلار برابر 100.000 دلار است
low
پايينترين قيمت در يک زماني مشخص